زمزمه های عاشقانه
وعشق تنها عشق مرا رساند به احساس یک پرنده شدن ...
امشب دل کوچکم کوچک و کوچکتر شده بالهایم بسته است . می خواستم دلم را به وسعت دریا آبی کنم تا که بال پرواز یابم وبه سوی آن نهایتی پر بزنم که دلم را دچار خود کرده ! عمری آواره و دربدره این حس ناشناخته بودم دیدار تو شروع تمام فصول زندگی ام می باشد . جزء جزء وجودم سرشار این حس ناشناخته و ناب شده . اگر بگویم از آن زمان تورا عاشقانه صدا می زنم دروغ نگفته ام . اگر بگویم درون قلبم غوغا میکنی دروغ نگفته ام . اگر بگویم میان باورهایم آغوش باز کرده ای دروغ نگفته ام . اگر بگویم از آرامش و از زندگی بدون حضور تو بیزارم دروغ نگفته ام . اگر بگویم اشکهایم را بیشتر از لبخندم دوست می دارم دروغ نگفته ام اگر بگویم ... باورم کن دروغ نمی گویم . تو را لابه لای نوشته هایی که می نویسم اما برای تو نیستند می بینم ! حسادت قشنگت که دربرابر غفلت من جوانه می زند را می بینم چگونه است که می بینمت اما هنوز دلم برایت تنگ است ؟ برای آنچه در وجودم نهاده ای سپاس عزیزمن ! بدان تو را دگر گونه دوست می دارم
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |




