تبليغاتX
زمزمه های عاشقانه - برای هیچ کس!!!


زمزمه های عاشقانه

وعشق تنها عشق مرا رساند به احساس یک پرنده شدن ...

 

میان من و تو فاصله بسیار است ،

عشق حرام است ،

نگاه گناه است ،

حرف نازیباست ،

 

میان من و تو راز بی شمار است ، 

اشک ها بی صداست ،

خنده ها پنهان است ،

و بغض در گلو مانده است .

 

چه بنامم این حسی را که نه می توان بر زبان آورد ،

نه می توان خاموشش کرد ،

نه می توان نامی بر آن نهاد ،

نه می توان فراموشش کرد .

 

میان من و تو کوچه ها بن بست است . نه راهی برای رسیدن وجود دارد ،

نه راهی برای بازگشت .

 

حادثه در همین جا رخ داده است . در همین کوچه های بن بست .

آرزوی جاهلانه ای است اگر فکر کنم میان من و تو دفتر کهنه ۷ سال پیش نوشته خواهد شد ؟!

 

نازنینم !

بگذر ازین تیره راهها که صد هزار شمع نیز از روشن کردنش عاجزند .

آرزوی من آباد شدن ویرانه های توست ،

آرزوی من بازگشت به همان ناکجا آباد توست .

 

میان من و تو آرزوی پریدن از کور راههاست ،

شوق نخوابیدن تا سحر ،

دست شستن از همه چیز خود،

دیوانه شدن ودل به معمار کعبه سپردن ،

 

 

میان من و تو حرف بسیار است ،

اما مگوها بیشتر ...

 

                                                          امضا ء :  هیچ کس

 

نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت 21:0 توسط مهناز| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ