زمزمه های عاشقانه
وعشق تنها عشق مرا رساند به احساس یک پرنده شدن ...
آسمان مرا که می بینی ،لحظه ای صاف و گاه بارانی مطمئنم که روزگار مرا ، بهتر از هر کسی تو می دانی امشب از خانه می زنم بیرون ، وقت خوبی برای هم دردیست باید امشب ببینمت آقا ، پشت این برج های سیمانی گل شب بوی خانه مان فهمید ، بوی خوب تو را همین اطراف لابد امشب در این حوالی ها ، در همین کوچه و خیابانی حتما از راه دور می آیی ، خستگی روی شانه ات مانده خانه ی من همین حوالی هاست ، لطفه آفا نگو نمی مانی قاصدک گفته است هر جمعه ، مسجد جمکران که می آیی می نشینی به گوشه ای تنها ، با دلی صاف ندبه می خوانی آخرین بیت این غزل باید ، بنویسم : <<خدانگهدارت>> کاش روزی به دستتان برسد ، این غزلواره های عرفانی هاشمی
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |




