زمزمه های عاشقانه
وعشق تنها عشق مرا رساند به احساس یک پرنده شدن ...
اگر که نمی خواهی نگاهم بکنی زور که نیست اما ، ستاره ها می دانند ، وآسمان ، وهمه کهکشانهای بالای سرم که تو یک روز به دلم سر می زنی و قفل خانه تنهایی ام را می شکنی ! از دور تو را دیدم و تو نیز ، و همه مردم شهر دیدند که خود را به بیراهی زدی و همین بهانه کافی بود تا برای همیشه از تو دل بکنم اما حیف که این دل دیوانه اسیرت شده از سرم نمی رود هوای تو و بوی خوش خانه ات دلم برای بیقراریهایم تنگ شده ...
اگر که نمی خواهی عزیزت بشوم حرفی نیست
نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت
16:44 توسط مهناز| |
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



